تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - جایی که میخوام! جایی که فقط خودم میخوامش!

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

جایی که شبا با رویاش میخوابم.. جایی که تمام عمر دنبالش بودم! من....منی که دنبال یه جای بهترم!
یه جایی که هیشکسی نباشه دوروورم...
ببینم جلوترم رو...
یه خونه...که پلیسی نباشه جلو درش(عمیق فک کن)
یه جای خوب! یه جای توپ!!!
یه جایی که دشمن نباشه جای دوست!
بشه بود..بشه موند...بشه خوب موند..آره!!! بشه خوب موند توش
یه جایی که توی بندرش..ماهی گیر نباشه
و پشت سنگرش .. توپ و تیر نباشه
و توی جنگلش..روباه و گرگ...سلطان جای شیر نباشه
ومن...برم  جایی که بشه نفس کشید!
یه شهری که نشه روش قفس کشیـــد
یه جایی که یه آدمی مثل من امیدوار باشه که با حرفش یه کم عوض بشی...
یه جای خواب...
یه خواب راحت! که بتونم بسازم تو خوابم رویامو آخر!!!!
ولی حیـــــــــــــف که زنـــدگی.....رویاس فقـــط!!!!!!!

.......................................................




+ اونم یه عوضی مث توه...یه عوضی مث من!
+من میمیرم مث مرد...تو زندگی کن مث ترسوها
+میخوام عکس همه باشم...ولی قاب نشدنی!
+ مث آدمای بد...خوب حرف نزن!
+عادت دارم حرفمو بگم...:|
+ تو خودتیو خودت اینو قبول کن از من!
++++++++++++++++++++
مرسی سوگل!
++++++++++++++++++++
تازگی ها... طلوع آفتاب برایم دلگیر است... نه دیگر مثل قبل غروبش...
شاید... فقط شاید... شاید قدیم تر ها... غروب نشانه ای بود بر این که یک روز دیگر از عمرم هم تمام شد.
ولی الآن... طلوع نشانه ای است بر این که یک روز دیگر هم در زندگیمان شروع شد و ما...!
++++++++++++++++++++++
شب....ستاره....وصال

نوشته شده در 19 آذر 90 ساعت ساعت 13 و 43 دقیقه و 44 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak