تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - جـــــــــالــــــــــــبــــــــــه!

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

سلام
چند صباحیه خبری از صبوح نیست خبری از خوشی نیست خبری از اون خنده های دلنشین نیست..... خبر؟ .... دائما دلتنگی ... دل گرفتگی...... یاد شبای تابستون افتادم ..... یاد اون شب زنده داریای دلنواز... دلارامی بود برای دل نا آرامم
سخت موندم تو کار خودم.... سخت موندم تو کار این عقربه ها.... سگ دویای اجباری ..... زندگی با برگای خیــــــــس نیست! زندگی با چشمای خیسه! با چشمای باز ولی غبار آلوده!
پ.ن: دیگ الان همونم بهم ارزش نمیذاره...
پ.ن:برناممون برف بازی بود! اگه خورشید نره... تا آخر عمر زندگی میکنیم!
پ.ن: دوستای صمیمی! کارای قدیمی!!!!!!
پ.ن: بازگشتم چقدر غم انگیز و غریبانه بود... ولی عیبی نداره من عادت کردم به این برنامه ها!



+محرم رسید... تسلیت میگم.. کاش بتونیم عوض شیم
+تابستون کوتاهه... زدبازی
+من تو سراشیبی ک هیچ! تو شیب 90 درجه ی زندگی!
+ باز دل صاب مرده تنگـه! ای سروپا.... من و بی سرپا خودمو پیش تو پیدا کردم

نوشته شده در 6 آذر 90 ساعت ساعت 16 و 04 دقیقه و 22 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak