تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - راه خسته کننده!

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

سلام

خسته ام از آدمایی ک ی سره سعی دارن برتریشونو ب رخت بکشن! خسته ام از آدمایی ک فک میکنن مدرک... ینی همه چیـز! کسایی ک فک میکنن هدفون تو گوشت باشه و تو خیابون راه بری ینی... منحرف شدی! کسایی ک خودشون تو منجلاب سختی و بدبختین... پر از بدبختی و خوارین! ولی هنوز... هی سعی میکنن بهت ضربه بزنن... بانگاهشون.. با زبونشون... با اعمالشون... کسایی ک ریختن آبرو ی بقیه براشون ب هیچ وجه اهمیتی نداره .... نداره ک هیــــچ! ی عادت شده... عادت ک هیـچ! ی سرگرمی و تفریح شده .... از کسایی ک پیک نیک براشون مساوی فساده... کسایی ک ظاهرا دکمه ی بالایی بستن! ولی باطنا زیپشون واس!... خسته ام از این ترس و وحشت تو نوشتن... خسته ام از این واهمه ای ک تو چهره ی  اطرافیانم میبینم.... خسته ام از این ورطه ای ک بین من و همه! افتاده...  خسته ام از این طویله ای ک توش محکوم ب حبس ابدیم! خسته ام از این بوی تعفن! از این ریزش فضولات ذهنی! از این پرت نویسی... از این پرت گویی... از این دروغگویی! .. خسته ام از این گوش دادن های تکراری.. از این تبعیض های ستوه آورنده... از این طفره رفتن از سوال جواب دادن!... خسته ام از این ک نمیتونم بشینم ی فیلمو مث بچه ی آدم ببینم... مث بچه ی آدم ی کتابو بخونم! خسته ام از این ک عقربه ها دارن میدون.. از این ک نمیدونیم سرعت زمان قطعا  از سرعت نور بیشتره... خسته ام از E=MC2 نوشتن ها... عکس گرفتن ها.. خسته ام از این دوری... از این عقده ای ک تو گلوم گیر کرده... خسته ام از این سکوتی ک نمیتونم از توش بیام بیـرون!... خدا... از این همه خستگی دیگ نایی نمونده واسم... ولی شکرت! ک دوستای خوبی تونستم تو این جهان بی پدر و مادر پیدا کنم! دوستی مث رسول! ک واقعا داره منو ب خودم میاره... داداش رسول ممنونم! دوستی مث نسیـــم! ک هیچوقت منو تنها نمیزاره.. ک هر وقت با دل پر مینویسم میادو منو شادم میکنه(کتک خورتم!) نسیم خانوم.. آبجی بزرگه.. ممنونم! ممنونم از همتون.. از نرگس باجی! از طنین کم حرف.. از K2 ول نده.. از همه ... از زهرا ... همشهری!.... از وصال و بهار و پگاه ک فقط 2 نظر گذاشت تو این مدت.. (ی جوری میگم تو این مدت انگاری قراره برم.. نه متاسفانه هنوز هستم) از هر کی ک از قلم افتاد.. از همتون ممنونم!





از این همه درد خدا! دنده هام شکسته.. این خنده هامو نبین... خنده هام ی چسبه رولبم!

هر کی ک اومد جلوت گفت دلسوز توه حالا میفهمی ک باعث غم امروز توه!

تیغو بکش فک نکنم خونت از رگ بیاد(نمیکشم.. هنوز امید دارم)

دیگ خوشی ها رو تو زندگی تصور کن(نمیتونم.. دیگ این کارو هم نمیتونم بکنم...)

مردم میخوان باری ک رو دوش هس وردارن.. پس تو رو طرد میکنن خو حقم دارن! (آره... دارن)
 
آره ... کسی وا3 تو قدمی ور نمیداره.. ولی کسی توی مشکلاتت کم نمیزاره!

افســـــــــــــــوس وا3 تو ای دل ساده... ک حتی تک تک خنده هاتم گله داره!

داری پیش خودت میگی ک این بی راه نمی گه!(درسته.. بی راه نمی گم)

وقتی دیگ بیدار شدی تو خوابت سخته... حتی گریه کردنتم یادت رفته!(رفته..)

چیه... غیر قابل هضمه حرفام یکم؟؟؟ (یکم نه... خیلی)



پ.ن: ب احتمال زیاد.. هفته ی دیگ!
پ.ن: خیلی وقت میشه ک نشده بود!
پ.ن: مثل رود.. چ زود... !!!!
پ.ن: داستان های صادق هدایت.. زنده ب گور(پیشنهاد میشه)!





نوشته شده در 10 آبان 90 ساعت ساعت 19 و 43 دقیقه و 00 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak