تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - ⁿ

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

سلام

هر شب میگذره و من و من او لحظه ب لحظه...
شک نکن ک دلش تنگه! شک نکن ک دلم تنگه....
دارم میام پیشت! جاده چ همواره!!!!!
سکـــــــوت... سرشار از سخنان ناگفته س ! از حرکات ناکرده... اعتراف ب عشق های نهان!
حالا فهمیدی چرا اینقد ساکتـــــم؟ نهانم آخه من!!!!
سکــــوت.... سیـــــــــــاه... دو جفت چشم سرخ! حال و هوای جایی ک دارم تایپ میکنم! و تو... ک میگی برو اوور حالتو ندارم... ب جون خودم مجبور نبودم تفم روت نمینداختم چ رسه ب این ک....!!!!(ببخشینا!)
ی حس! ک داره میگ پاسخت ب سوال!!!! همیشه میتونه درست باشه و تو... هنو تو کف ..... هستی؟
هه!!!! من لایتم! اون رفته! اون دارکه!من هستم! ولی من بهت ارزش نمیذارم... دقت کردی مث .. داری ب پرو پام میپیچی؟
من پسری هستم ک تو راه مدر3 ی طوری نگام میکنن ک انگاری دارن میخورنم!(مخاطب: س.م) هه! خوشم میاد وا3 تو رو نمیخونن و وا3 منو... همیشه خوندن!  و تو متاسفانه سوخـــتــــی! مث الان ک داری میسوزی!
حقوق:350 تومن در ماه
سن:16
قصد ازدواج دارد!:) باور کن بزرگ ترین جک تو زندگیمی!
آخ! بچه ک بودیم چقد من احمق بودم و تو هم چقد ساده بودی!!! بزرگی رو دوس دارم... گر چ هنوزم توفیری ملاحظه نمیکنم!







پ.ن: خسته شدم از این همه لبخند اجباری!
گریه! در چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من!
پ.ن : میخوام قدم بزنم... کی میاد؟(مخاطب....)
پ.ن: موهام... اه!
پ.ن: کافه ی شلوغ!
پ.ن: من و تنهایی و .... و بازم تنهایی!
پ.ن: کجا باشه خوبه؟ همون اولی نه؟؟؟ :)
پ.ن: باری من یکی ک ترجیح میدم تنها برگردم!
پ.ن: مجازی.... نطنز هستی تو هم هاااا....!!!!
پ.ن: پ.ن ها قابل فهم هستن؟؟؟
پ.ن: مرام... داشتم زیر پا میزاشتم ولی نزاشتم!
پ.ن: ول کن این بچه بازیا رو!
پ.ن: خفـــــه!

نوشته شده در 9 آبان 90 ساعت ساعت 15 و 26 دقیقه و 24 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak