تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - سایه ام را میخوانم! بیا ...

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد!
این درد ها را نمی توان ب کسی اظهار کرد...چون عموما عادت دارند ک این درد های باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشامد های نادر بشمارند و اگ کسی بگوید یا بنویسد! مردم بر اساس عقاید جاری وعقاید خودشان سعی می کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند...
زهر آلود مینویسم چون میخوام برسونم ک داغش تا آخر عمرم میمونه(پس خیال نکن اگ میخندم بخشیدمت!)
سعی میکنم در آینده هر چیزی رو ک میتونم بنویسم! اونچیزی رو ک یادم مونده رو بنویسم(هر چند هنوزم باهاش در گیرم و چ گواراس!!!) شاید بتونم نسبت بهش ی قضاوت کلی بکنم یا نه فقط اطمینان حاصل بکنم یا اصلا نه!حداقل بتونم باور کنم_ چون برام هیچ ارزش و اهمیتی نداره ک بقیه باور بکنند یا نه(قابل توجهت)_ فقط میترسم ک فردا بمیرمو هنوز خودمو نشناخته باشم!(چرا؟) چون ک تو زندگیم ب این نتیجه رسیدم ک چ ورطه ی وحشتناکی بین من و اطرافیانم وجود داره و فهمیدم تا جایی ک امکان داره باید خفه بود!تا ممکنه باید افکارمو برا خودم نگه دارم  و اگ الان تصمیم گرفتم بنویسم فقط برا اینه ک خودمو ب سایه م معرفی کنم!
سایه ای ک رو دیوار افتاده و مث اینه ک هر چی مینویسمو با اشتها میخوره! برای اوست ک میخواهم آزمایشی بکنم: ببینم شاید بتوانیم همدیگه رو بهتر بشناسیم... چون از وقتی همه ی روابطمو با دیگران بریدم میخوام خودمو بهتر بشناسم!
افکار پوچ!!!!!-چیزی ک بشتر از همه شکنجه م میکنه-
آیا این مردمی ک شبیه منن! ک ظاهرا احتیاجات و هوس های منو دارن فقط برای مسخره کردن و گول زدن من ب وجود نیومدن؟ یا شاید من اشتباه میکنم؟؟ یا شاید در کل حقیقته ک داره اشتباه میکنه!
من فقط و فقط برای سایه م مینویسم ک جلو چراغ ب دیوار افتاده! باید خودمو بهش معرفی کنم ....
------------------------------------------------------------
در این دنیای پست و پر از محنت  و مسکنت!
برای اولین بار حس کردم پنجره ای رو ب قلبم باز شد!
وااااای چشام کور شد.... اشعه ی آفتاب وجودش اینقدر زیاد بود ک کور شدم.. راه افتادمو بدون اینک جلومو ببینم باهاش میرفتم .... رفتمو رفتم تا این ک یهو دیدم زیر پام خالی شد ... افتادم تو دامش... افتادم ولی ب جهنم! من عاشقشم ....
+ گرفتارت شدم!
√من بیشتر گرفتارت شدم!
...........................................................










میبینی چقدر برام ارزش داری؟
برات دارم سنت شکنی میکنم 3 تا عکس میذارم...(اوهوی..===>3 )
---------------------------------------
آخه تو منو یاد میدی باز خودتم سوتی میدی؟
------------------------------------------

دوست دارم اندازه ی ستاره های آسمون
بیا همینجا پیش من بشین و کنارم بمون
دست بنداز دور گردنم حرفامو از چشمام بخون
بغـــــــــلم کن!
تو تنها عشق منی تویی یکی ی دونه ی من!
بیا و بزار پر عطر تو بشه خونه ی من!
با تو آروم میگیره این دل پر بهونه ی من!
بغـــــــــــــــــلم کن!
بیــــــــــــــا با من !
میخوام رسوا بشم تو این زمونه!
میخوام عشق منو دنیا بدونه!
میخوام واسه همیشه با تو باشم!
میخوام دیوونه باشم من دیووووونه!!!!!!
با من باش عشقت تو دل منه...
دلم واسه تو پرپر میزنه
با من باشو بزار با تو باشم
دلم میخواد تو دل تو جا شم
آرزوم اینه وقتی میخوابم
فقط تو رو ببینم تو خوابم
میخوام هر وقت از خواب بیدار میشم
تو رو ببینم نشستی پیشم!
پ.ن: Just For Ya My Dear


نوشته شده در 25 مهر 90 ساعت ساعت 15 و 46 دقیقه و 04 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak