تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - مرثیه ای برای یک رویا...

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

شاید اون روزی که اومدم و این وبلاگو ساختم(با هزار و یک دردسر و جنگ و دعوا) با اینی که الان هستم سال ها فاصله داشتم،توی این یه سال اتفاقات زیادی افتاد که باعث شد بار ها تغییر کنم و دید و اندیشم نسبت به خیلی چیزا عوض بشه،ولی من هم برای خودم یه رویایی داشتم،یه آینده ای که خیال میکردم میتونه مال من باشه با کلی شادی و ...! ولی نشد و عیبی هم نداره،اصولا تو زندگیم همیشه خودمو با شرایط تطبیق دادم و هیچ وقت نشده که سعی کنم یه چیزایی رو عوض کنم بارها شده که در جواب:مشکلیه؟ سکوت کردم یا گفتم :نه! در حالی که دوس داشتم داد بزنم:آره! مشکلیه!من اینطوری دوس ندارم!!!
و با اتفاقاتی که داره همینطوری رخ میده به این نتیجه رسیدم که اصولا اون رویا متناسب با رنگ پوست من نیست! چرا که همه چیز مدام بدتر میشه پس مثل همیشه گفتم نه عیبی نداره مشکلی نیست! من رویامو عوض میکنم ، پس تصمیم گرفتم فراموش کنم گذشته ها و ناگذشته ها رو و تو زندگی خودمو وقف اون چیزی کنم که براش آفریده شدم! پس خداحافظ رویا ها
و خداحافظ
برای همیشه...

نوشته شده در 8 آذر 91 ساعت ساعت 19 و 07 دقیقه و 33 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak