تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - وجود ناهمگون یک موجود...

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

حالا تو این دنیایی که آدما دائمانه به هم گیر میدن،گوششون جای این که استند بای حرف درست حسابی باشه،پی گرفتن سوتی و مسخره و تحقیر این و اونه یکی نیس بگه تو تا این وقت شب چه مرگته بیداری؟
تو دنیایی که آدما که نه فقط یه آدم به دیده بودم میگه دیده بادم یا به تونستم میگه تانستم...چرا تو این دنیا یه مملکتی پیدا نمیشه که ملتش این طوری حرف بزنن که بشه یه گریز رندانه ای زد و خلاصی پیدا کرد از شر این همه شر!
خلاصش که امشب منو باز یه مرگم شده و دلم خراب پره ولی باز اومدم دارم حرف مفت مینویسم..
ولی دیگه دارم به خودمم شک میکنم چون میگن آدم دوبار از یه سوراخ گزیده نمیشه و آدم فضایی اصن گزیده نمیشه!
ولی این حسینی که من دارم می بینم از یه سوراخ به مکررات گزیده شده...
بخواب حسین خوب من...بخواب و به فکر هیچی نباش...این جایی که توش اسیر شدی...رسمش همین بوده و هست...تو هم برا این پیر دختر فریبکار دنیا عددی نیستی که بخوای تغییرش بدی
این آدمای دوروبرتم همه الکین...همشون! همه از یه جنسن...چینی! قلابی و دروغگو...
پس آروم بخواب...
 و اینجا...

نوشته شده در 15 مرداد 91 ساعت ساعت 01 و 12 دقیقه و 39 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak