تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - کینه توز

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

-سلام،اسمتون چیه؟


-به تو چه!


زهر مار...حس می کنم تورو تو هر شب خودم...


-احسان! بردار یه چیزی بگیر تشنه م شد من وقتی با]...[ اومده بودم یه سن ایچی چیزی گرفت!


-حس می کنم تورو....


-زهر!


شبای قدر و شور و حال خاصش با وجود فروم همچنان معنویتشو حفظ کرده بودم...مرهم درد های من...


دینگ دینگ!


-حسین نمیخوای بیای؟


-چرا جایی دعوتم واستا میام...یه ربع دیگ!


وااای! پهلوی چپم به شدت درد می کنه..ولی بازم دارم تو کوچه ها می دوم... و بالاخره


-کجا بودی سه ساعته؟


-شام میخوردم


-باشه زود بیا بریم مهردادم منتظره


-بچه ها از تو کمربندی نرین


--- باشه


پس گفتی اینترنت پر سرعت داری؟ آره!


حسین جان ما نری تو این وبلاگ جای درستی نیست!باشه!


حال و هوای چت با پسر شیطان


-داش حسین این آلبوم از بهرامو دانلود کن پشیمون نمیشی


-بعد اسمش چیه؟


-سکوت


صبح و تنفس


-میگم بیا بهت یه چیزی بگیم!


-چی؟


-پزاک!!!


-.... ای بابا!


ینی تو رفتی بانه و یه ایکس باکس نگرفتی؟


مگه پی اس تری همون پی اس پی نیس؟


نهههه!


سقلمه....باز داره پز میده!


-یه چی بگم کف همتون سه بعدی شه؟


-چه با حال! رفتم تو سایت گانجا نوشتم داداش کفمون تری دی شد!


-حالا بریم کف و خون بالا بیاریم!


پارک..


-این تریلره رو از AC.Rدیدی؟


-نه


-الان داره شمشیر میزنه...الان دارش میزنه!


-خیلی باحاله!


-تو چه کفی رفتی حسین!!!!


و آخرین روز ماه مبارک


-بریم نماز؟


-نه تو خودت برو


...


حسین! خیلی ازت بدم میاد! میفهمی یا نه؟


- من چی بگم؟


-دیگه باهات قهرم! خیلی بدی!


-درست میشم...قول میدم!


همگی خفه!


-یه عکس گذاشته بود برا پروفایل فیس بوکش مال همون وقتی که یه پسر ناز بود


-ای خاک تو سر من...


عقیقه ی کی بود؟


-حسین تو با عماد میای؟


-آره خودم میام...


-ولی حسین باور کن میشه انسانها رو تربیت کرد!


-آره راس میگی...غلط میکنی مردیکه...


یا حسین...


یا حسین .... یا حسین...


تمام آبرو و زندگی و همه چیزمو مدیون شمام...


-حسین!!!


-چیه؟


-اسمتو دوس داری؟میخواستیم اسمتو بزاریم امیر حسین!


-نه حسین خوبه!خیلی هم خوبه..حسین تو این دنیا ینی درد و بدبختی!


-دیگه از این حرفا نزنی!


-شترق!!!


آخخخ! پیشانیم!


-عیبی نداره بخیه می

زنن!


-نه من از بخیه میترسم..


شترق! هر هر هر! حسین میخواستی برگردون بزنی؟


-نمیدونم ولی انگار تو پام یه هندونه انداختن!


-پاتون شکسته!باید گچ بگیرین


-خب بگیرین!


غان غان!!! ترق!!!


-حسین جان عزیزم کتفت شکسته باید باند پیچی بشه


-خب بشه!


ویززز! آآآآآی!!!کمرم...


-حسین کار دست خودت دادی؟


-نه مامان جان الان کمرم خوبه هیچیشم نیس!!


الآنم بهتره یا قبلا؟


-من هردو جورشو دوس دارم!


-ولی من همینطوری شم یه دیونه ام!


-همیشه بودی!


دینگ دینگ!


-اگ نمیخوای بیای من برم!نکنه باز تو فیس بوکی؟


-نه اومدم!


پنج دقیقه تاخیر


-عه!چه جالب باهم رسیدیم!


-احسان کی تاخیر داشته؟


-انا ]...[


خدایا منو ببخش!!!


حسین سوار شو گوشتای قربونیو پخش کن...


-باشه


-اون گوشیو بنداز اونطرف!


-باشه!برای همیشه میندازمش اونطرف!


سیم کارت طلایی!


-خاله پسر اونو بهم میدی؟


-آره بیا..


دو ماه بعد


-حسین تو هم بودیو ما نمیدونستیم


-تو عوضی ترین آدمیی که تاحالا دیدم!


دیشب


-بهت برنخوره!ولی ازش متنفرم! حسین؟


-نه منم دل خوشی ازش ندارم!


میگم این سری جدید یه چیزی داره Eagle Sense


-چه جالب!


ها ها ها!!!


-الین سنس ها؟


-حق با توه،من خیلی بیشعورم...


گذر پوست هم به دباغ خونه میوفته...


-بیا اینجا کارت دارم!


-من باهات کاری ندارم


کمی آن سو تر


-وحید هر وقت تونستی با یه ضرب در سی و سه اینطوری حرف بزنی بعد بیا جلو من حرف بزن


-ماشالا با اون پسر عمه ای که شما داری منم بودم میتونستم!


ده روز...


-چت شد باز؟

-هیچی..تو شامتو بخور من دیگه میلم نمی کشه


-میری خوابگاه؟


-نه میرم یه کم قدم بزنم


یه دار و درخت درست حسابی بدون پشه هم که نداره!


-فینالو دیدی؟


-نه


چهار صفر...


-تو بیای دعوت کنم؟


-میل خودته!


اسپارتا 2... کلاس کامپیوتر... شاید همه...التماس و ایفای نقش پدری!


-حامد ببخشید! ولی هرکاری یه جوابی داره!


از حامد که تو آبدارخونه شروع شده!


آدمای نامرد...


تو بیشعوری که هنو یه ساله رسیدی به یه جایی داری در مورد یه نفر دیگه قضاوت میکنی؟


-دومیه کیه؟


-نمیشه...خصوصیه


-اه


نوشابه...


-حسین بیا من دعوتت میکنم


-نمیخوام..تنهایی
نمیخورم...


-حسین صدات رو ضبطه


-بزار زنگ بزنم...


رییس


-خب الان کجا بریم؟


-نمیدونم رییس تویی


-رییس احسانه!


حسین کلا دمدمی مزاجه! تو که تا دیروز رپ میخوندی! چت شد حالا داری پاپ میخونی؟


تغییر و تحول شاید!


-برو بمیر! من که میدونم دلیلش چیه!!


رو تک پلکان بهارخواب نشستم و دارم آسمون عسعس رو نگاه میکنم...داداشی سعی داره دوچرخه سواری بدون کمکی رو یاد بگیره!


-ببین تنه تو کج نکن عزیزم!


-اگه خراب کنی محکم میزنم تو گوشت!


-ولی من بچه م!


من نمیدونم چرا پوسترو برام گرفتی؟


-من تا از چیزی خوشم نیاد نمی گیرم!


-ینی تو از AC خوشت میاد؟


-خب معلومه!


-میدونی چیه؟ حال من مسریه!


در راه..


-چه خوبه...با تو شب گردی...


-حسین باز داری چی میگی؟


-هیچی...هیچی!


-چرا!من که میدونم این آهنگا برا کیه؟


کما...


-مامان این آهنگه رو میزارم...اگه یه روز رفتم کما اینو برام بزارین مطمئن باشین به هوش میام!


-چیه؟


-مسریــــ.... . .. !


-سلیقه ت خیلی خوبه!


-حالا غذا کی حاضر میشه من گوشنه م شه خودتون بهتر میدونین چه ها که نمی کنم!


-حالا برو تو کما دو ساعت دیگه حاضر میشه!


-اوووووه!


هندسه!


-مهرداد راستشو بگو...هستی یا نه؟


-نه


-...با..شه....


و در آخر..


حق با بقیه س...من هم کینه ایم..هم مغرور...چرا سعی دارم


خودمو فارغ از این رذایل بدونم...وقتی اونا

رو دارم؟ اصلا ... اصلا....
اه..هیچی!

 


نوشته شده در 19 تیر 91 ساعت ساعت 09 و 19 دقیقه و 07 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak