تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - آدم بشو!

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

سلام

حال و روز شما چطوره؟ مث منه؟ نیس؟

خب... درس میشه! همه چی یه روز درست میشه... این وبلاگو ببینید: theend.hid.ir

پایان همه چیز زیباست! اگر زیبا نبود بدان هنوز به پایان نرسیده است!

واسه همینه که اعتقاد دارم همه ی آدما آدم بشو هستن! همه پتانسیل آدم شدن رو دارن البته اگه خودشون بخوان...

یه روزی یه پسری بود که یه اسمی داشت! از قضا اسم این آقا حسین بود..چه تصادفی! این حسین قصه ی ما خیلی پسر جالبی نبود...ینی بود! ولی فقط به زعم یه قشر خاصی از آدما ! جالب ناکی نه از این نظر که خوش سرو زبون بود که اونم نبود! جالبی نه از این نظر که کارای عجیب غریب می کرد ... نه! نه... جالبی از یه جهاتی که فقط آدمای من حرف خوششون میاد ازش..

در یک کلام خوب نبود! میدونی چیه؟ آدمایی که غرق دریان به بارون فک نمی کنن! اونی هم که غرق گناه هستش به خوبی...به خدا... فک نمی کنه...پس گناه مث یه مرداب بیشتر می کشدش تو! خلاصه این حسین خیلی دیگه داشت به کف مرداب نزدیک می شد... من خجالت می کشم بگم چه می کرد! کار جالبی نبود! دروغ خوب نیس...دیوانگی زمینی خوب نیس!

تا این که یه مجموعه رخدادای متوالی براش اتفاق افتاد و یه کم اومد بالا تر ... اومد به سطح مرداب! اومد و یه تیکه "سیخ"! رو دید که یه نفر داره براش تکون می ده...یه نفر بهش گفت : حسین...سال پیش آدم خیلی خوبی بودی...! و همین کافی بود که حسین به خودش بیاد و بفهمه که داشته چیکار می کرده! پس تیکه چوبو گرفت و اومد بالا... اومد و سعی کرد تا نه تنها حسین سال پیش بشه! بلکه خیلی بهتر از اون... خدایا حسینو کمکش کن..! آمین

اما غرض از گفتن این مستند فقط استعانت از دعای شما نبود! بلکه مراد این بود که بخواید! فقط بخواید آدم شید! فقط فکر کنید..به کاری که دارین می کنین... به کارای قبلتون هم یه اندیشه ای..یه نظری بندازین! خیلی زود می فهمید بر خلاف فکرتون نباید از الانتون راضی باشین! بلکه باید سعی کنین برگردین قبل و سعی کنید همه چیو از نو بسازید! من قصد ندارم کتاب خود اصلاحی بنویسم ولی فقط ازتون میخوام اگه میخواین پا تو این راه بزارین سعی کنین اول وانمود به خوب بودن کنید...بعد کم کم میبینید همه چی داره بهتر و بهتر میشه..تا این که دیگه وانمود کردنی در کار نیست! شما خودتون خودتونین! نه یه نقاب...نه صورتک... شما یه انسان واقعی شدید..تبریک میگم!

و بعد این که آدم شدید می فهمید اون چیزی که سابق بودید چی بوده..الان چیه! غصه ی اون تیکه عمر تلف شده رو نخورید...آدم باید بعضی چیزا رو تجربه کنه...پذیرای نظر شما... "آدم فضایی"

پ.ن: کی رود رخ ماهت از نظرم؟ به غیر نامت کی نام دگر ببرم؟

یه شعر خیلی عجیبه که میگه: حسین از سرزنش غیر نترسد هیهات! غرقه در عشق چه اندیشه ی ساخر کند؟ :) شوخی نبود!

ه.ا:اینایی که خیال خامشون ما رو پخته...

نوشته شده در 23 اردیبهشت 91 ساعت ساعت 20 و 32 دقیقه و 21 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak