تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - ژانر نهایی

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

سلام
امروز بحثمون راجع به  مراحل دوستی بین یه دختر و پسره! میخوام ضرر های این عمل قبیح و وقیح و شنیع رو براتون مجسم کنم
لطفا به دقت بخونین بعد نظر بدین و اینو هم داشته باشین که من پای حرفمم ینی اگه مخالفت کنید ناراحت نمیشم و از حرفم دفاع میکنم
ما بحثمون دوستیای نتی و بعد حقیقی هست.


مرحله ی اول:
تو این مرحله اول دختر خانوم و آقا پسر تو وبلاگ یا فیس کاملا اتفاقی با هم آشنا میشن. معمولا هر دو از سختی دنیا رنج می برن و حس میکنن که درزی عالم این دو رو نیمه های گمشده ی هم قرار داده و بزودی باید دوخته بشن:
اوایل دوستی هم با این جور کامنتا همراه هستش...
+سلام من پدرامم می تونم اسمتونو بپرسم؟
دختره هم که یه عمر تو پستوی خونه منتظره یه خواستگاره: البته منم پارمیدا هستم
+ :O ... (همراه با کف و خون فراوان) دقت کردی حرف اول اسمامون یکیه؟
- ااا! آره چه جالب؟

مرحله ی دوم
کم کم تو زندگی هم فضولی می کنن و دختره میفهمه خواهر شوهر نداره و ...  بر حسب اتفاق (!) همشهری از آب در میانو میفهمن که تو یه محله هم زندگی می کنن و خلاصه ... بعد میرن تو این فکر که صدای همدیگرو بشنون
+ عسیسم خیلی دلم برات تنگولیده مفافقی با هم بحرفیم؟
- آره جیگملم! ....
بعد این که با هم حرفیدن کم کم نوشته های وبلاگ دختره پر رمز میشه یا میره والشو رمز گذاری میکنه و توش مینویسه از : عشقم کجایی؟ عشقم فدات شم! و... پسره هم تو فیس یه لایک و تو وبلاگم غالبا یه گل کامنت میذاره!
....

مرحله ی سوم
در این مرحله ی فوق حساس به این نتیجه میرسن که باید هم دیگرو ببینن حتما" !!!! چون اعتقاد دارن زندگی رو دروغ و اینا نمیشه! پس تو کتابخونه ای!!! ....... یی!!! !!!!یی!!!! (ر.ک پست قبل و بعد)... قرار میزارن و بعدش! همدیگرو میبینن و ...
+ وای میدونستی خیلی خوشملی خوشنله؟
- اوا جدی میگی؟ مهربونم قدت خیلی بلنده!
+ عیبی نداره میرم استخون بر میدارم

مرحله ی چهارم
اینجا اتفاقی میوفته که من علاقه ای به بحث درموردش ندارم ولی در این برهه دختر و پسر به این نتیجه می رسن که دیگه وقت فوقع ما وقع هستش!
+ فوقع:)
-ما وقع :|

مرحله ی پنجم
تو این مرحله فوقع ما وقع بسیار عادی میشه و دیگه به عنوان یه فاکتور حیاتی برای دو طرف مد نظر میاد و کلا خیلی دوره ی خوب و پر از فوقع ما وقع هستش! در این مرحله فوقع ما وقع در قالب چیزایی مث دایویکس و اچ دی در میاد!!
+....
-....

مرحله ی ششم
در این مرحله پسره شروع به دبه در آوردن میکنه. اساشون:
- چرا جواب تک رو نمیدی؟ چرا کامنتمو ج نمیدی؟
+ ببخشید پارمی جونم این روزا حالم خوش نیست نمی خوام تو رو هم ناراحت کنم :(
- :((

مرحله ی هفتم
کــــــــــــــــــــــــــــــــــــات!
و بعد وب دختره پر میشه از مطالب رمز دار تو لیاقتمو نداشتی و تو بدی و تو ...

و بعد چند روز :
- الو
× سلام پارمیدا خانوم.. منم مهدیار دوست پدارم که اون روز دیدمتون... ;)


برگرفته از پیج ژانر در فیس بوک با یه عالمه دخل و تصرف!




چون دزدیه x مرحله باشه نه هفته



بابا لامصب چقدر شلوغش کردین دیگه...
گلشیفته راضی.عکاسم راضی! گور بابای ناراضی D:


من نمی گم با من باش... فقط میگم با اون نباش...

خدانگهدار


شب عجیبیه امشب... 90/11/16

نوشته شده در 13 بهمن 90 ساعت ساعت 16 و 05 دقیقه و 15 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak