تبلیغات
دستنوشته های یه آدم فضایی - انگیزه ی غریزه کشی!

دستنوشته های یه آدم فضایی

کاش هیچ وقت این مسیرو نمیومدم...

سلام
چند روزیست مدام فکرم را مشغول به این کرده ام که چگونه توانم غریزه ام را بکشم؟ آقا بگذار صریح گویم:
من می خواهم دل بستگی هایم را از این دنیای پر از محنت و مسکنت بکنم... پس به دنبال راهی برای از بین بردن غریزه ی لامصب خود هستم...
بزا راحت باشم:
یه جورایی بدم میاد به این فاکتور های مادی دل بسته باشم. یه جورایی میخوام دلمو فقط بند به خدا کنم و بس... پس تصمیم دارم علایقمو به شدت کم کنم.. اونا رو از بین ببرم.. چه می شود مگر؟ اگه دیگه نخوام به چی  و چی و چی  و چی و صد چیز دیگر علاقه نداشته باشم؟ مگه آسمون میاد زمین؟ نه ! این بیش تر به نفع خودمه...
روش هام:
دارم میدوم..به سرعت تمام خیابونا رو میدوم..تصمیم دارم راه مدرسه رو هم پیاده برم.. ترجیحا با دو!
شبا دیر می خوابم و صبحا زود بلند میشم.... هر چی میخواد بشه!
کم لباس می پوشم تا یه کم سردم شه... میخوام سرد باشم! نه مثل قبل..سردی قبل من تلاش مسخره ای بود برای رسیدن به گرمای و جود یک زمینی! ولی الان دارم کاری میکنم که فقط حرارت عشق خدا منو گرمم کنه...فقط!
و این که دیگه به میل فوقع ما وقع هیچ ارزشی نذارم! شیر در قفس بزودی سرش بریده میشه!

پ.ن: منم تصمیم دارم برم تو کار کم نویسی!


ف.ن: خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداااااااااا!
ف.ن: خبر آمد خبر ی در راه است!

پ.ن: جون اونکسی که بهش عشق می ورزین یا دوسش دارین و نهایتا جون خودتون و البته در اصل به جون من برام دعا کنین!

ب.ن: آخه د....! لامصب داشتم مثل خر به پر و پات میپیچم... حقا خر بودم!






د لامصب ببین ارزشت از اینم پایین تره و من دوست داشتم... :))))






yeaaaaah!

خدانگهدار!


نوشته شده در 11 بهمن 90 ساعت ساعت 18 و 14 دقیقه و 26 ثانیه توسط Mr.Alien . نظرات |


[تو آرشیو]
Template By : Pichak